خفخام
خفخام یک لحظه است. یک آن است. دقیقش میشود وقتی نیاز به حرف زدن داری ولی حرفی برای زدن نداری یا حتی واقعا حرف برای زدن نداری ولی زبانی هم برای گفتن نداری یا همان لحظه که میپرسند چته و یک نمیدانم را در پاسخ میکوبانی به صورتشان تا بلکم متوجه این خفگیات بشنوند ولی دریغا انگار جای تو آنها خفخام گرفتهاند و چیزی نمیگویند و کاری نمیکنند.